سرعت چین و هندسه جدید خودروسازی جهان

خودروسازی چین

 

هیچ‌جا دگرگونی صنعت خودرو به‌اندازه چین آشکار نیست. صنعت جهانی خودرو دیگر صرفاً در حال گذار نیست؛ بلکه به معماری تازه‌ای رسیده که طراح اصلی آن، چینی‌ها هستند. سال ۲۰۲۵ نقطه عطفی تاریخی بود: برای نخستین‌بار، فروش خودروهای انرژی نو (NEV) در چین از خودروهای درون‌سوز پیشی گرفت. این رویداد تنها یک‌لحظه نمادین نبود، بلکه آغازگر عصری تازه در رقابت جهانی است.

بر اساس تحلیل‌های بیل راسو ـ پژوهشگر برجسته صنعت خودرو و تحولات چین ـ در سال‌های اخیر، واقعیتی شگفت‌انگیز نمایان شد: غربی‌ها در بسیاری از حوزه‌ها سرعت و ابتکار عمل چینی‌ها را از دست داده‌اند. به گفته او، برای نزدیک به دو دهه منطق غالب، «چین برای چین» بود؛ یعنی شرکت‌های چندملیتی فعالیت‌های خود را بومی‌سازی می‌کردند تا تقاضای داخلی را پوشش دهند و سود حاصل را به دفاتر مرکزی در اروپا، ژاپن یا آمریکا منتقل سازند. اما اکنون این فصل به پایان رسیده است. امروز، چین خود معمار تغییر صنعت جهانی است؛ باتکیه‌بر نوآوری، صادرات و مدل‌های زیست‌بوم‌محور کسب‌وکار. برای تأمین‌کنندگان و خودروسازان بین‌المللی، حضور در این زیست‌بوم دیگر گزینه‌ای انتخابی نیست؛ بلکه ضرورتی حیاتی به شمار می‌رود.

 

درک «سرعت چین»

آنچه چین را متمایز کرده، تنها مقیاس عظیم آن نیست؛ بلکه سرعت بی‌سابقه تحولات است. چرخه‌های توسعه در «سرعت چین» به‌گونه‌ای پیش می‌روند که معرفی مدل‌های جدید، کاهش هزینه‌ها و ارتقای نرم‌افزاری با شتابی بیشتر از هر بازار دیگری انجام می‌شود. خودروسازان بومی نه‌تنها رهبری گسترش NEV را در داخل کشور بر عهده دارند، بلکه با همان سرعت به بازارهای خارجی نیز نفوذ می‌کنند و شبکه‌ای از تأمین‌کنندگان چینی را همراه خود می‌برند. امروز خودروسازان جهانی؛ مانند فولکس‌واگن، ب‌ام‌و و رنو برای دسترسی به فناوری‌های نوین به چین رجوع می‌کنند؛ نشانه‌ای آشکار از آنکه چین دیگر دریافت‌کننده صرف فناوری نیست، بلکه به پیش‌گام نوآوری بدل شده است.

 

سه جهان در حال شکل‌گیری

این جابه‌جایی عمیق، نقشه خودروسازی جهان را به سه قلمرو متمایز تقسیم می‌کند:

  1. جهان اول ـ زیست‌بوم چین‌محور: در این قلمرو، مرکز ثقل خودروسازی مبتنی بر پلتفرم‌های دیجیتال، حمایت فعال دولت و شراکت‌های زیست‌بومی بازتعریف می‌شود. خودرو دیگر محصول صرفاً مکانیکی نیست؛ بلکه بسته‌ای از خدمات متصل و تجربه دیجیتال است. چین این مدل مقیاس‌پذیر و پرشتاب را به جهان صادر می‌کند.
  2. جهان دوم ـ بازارهای میراثی (اروپا و آمریکای شمالی): این مناطق همچنان به مدل‌های سنتی مالکیت خودرو و راننده‌محور پایبندند و روند گذار عمدتاً به‌وسیله بخش خصوصی هدایت می‌شود. مسیر برقی‌سازی در آنها نامتوازن است. اروپا با اینکه آرزوهای بزرگ در این حوزه دارد، توان رقابت در فن آوری با چین را ندارد، سرمایه‌گذاری متفرقه در تحقیق و توسعه و استفاده اندک از توان تولید، ناکارآمدی ساختاری اروپایی‌ها شده است.
  3. جهان سوم ـ بازارهای میدان نبرد (اقتصادهای نوظهور): این کشورها شانسی محدود برای پیش‌گامی فناورانه دارند و تا سال ۲۰۳۰ به عرصه سلطه چینی‌ها بدل خواهند شد. مزیت اصلی برای مصرف‌کنندگان در این بازارها، قیمت رقابتی است؛ چراکه زنجیره‌های تأمین یکپارچه، تولید کم‌هزینه و فناوری مقرون‌به‌صرفه مزیتی قاطع به شرکت‌های چینی می‌دهد. این بازارها به‌تدریج عناصر مدل چین‌محور جهان اول را جذب کرده و به قلمروی چینی تبدیل می‌شوند که خودروسازان سنتی در آن مجال رقابت نخواهند داشت.

 

استراتژی سرنوشت‌ساز؛ وفق دهید یا حذف شوید

آنچه در چین آغاز می‌شود، در همان‌جا متوقف نمی‌ماند. منطق زیست‌بومی، سرعت نوآوری و استانداردهای این کشور به‌طور بنیادین در حال بازتعریف چشم‌انداز صنعت جهانی هستند. راهکارهای تدریجی دیگر کافی نیست. بازیگران جهانی باید یک استراتژی بلندمدت راهبردی در پیش گیرند که بر سه ستون استوار است:

  1. ترکیب توانمندی‌ها: بهره‌گیری از هم‌افزایی میان گستره جهانی، دانش مقرراتی و جایگاه تثبیت‌شده از یک‌سو، و مقیاس، چابکی و رهبری دیجیتال چین از سوی دیگر.
  2. شراکت‌های زیست‌بومی: همکاری نه‌فقط با خودروسازان چینی، بلکه با شرکت‌های فناوری، استارتاپ‌ها و حتی رقبا برای ایجاد زنجیره کامل نوآوری و جریان‌های درآمدی پایدار. ادغام و شراکت (M&A) در این مقطع زمانی یک تفکر منطقی برای ماندن در رقابت جهانی است. در این راستا هماهنگی با سرعت چین، پذیرش توسعه چابک، پلتفرم‌های مدولار و مدل‌های هم‌توسعه‌ای که توان انطباق با تحولات سریع را فراهم سازند.
  3. سخت‌افزار در حال کالایی‌شدن: قواعد ارزش‌آفرینی در صنعت خودرو دگرگون شده است. سخت‌افزار دیگر عامل اصلی تمایز نیست؛ رقابت به عرصه نرم‌افزار، یکپارچگی دیجیتال و تجربه کاربری هوشمند منتقل شده است. خودروسازان چینی در همه این حوزه‌ها پیش‌گام هستند. برای تأمین‌کنندگان و شرکت‌های چندملیتی، وفق‌دادن با این منطق جدید یک انتخاب قابل تعویق نیست؛ بلکه شرط بقاست. هرگونه تأخیر به معنای واگذاری بازار به رقبای چابک‌تر چینی و کاهش اهمیت استراتژیک در عرصه جهانی است.

 

از چین برای چین تا چین برای جهان

به باور بیل راسو، اکنون عصر «چین برای جهان» در خودروسازی آغاز شده است. موفقیت در دهه آینده وابسته به آن است که بازیگران بین‌المللی تا چه اندازه خود را در زیست‌بوم نوآوری چین ادغام می‌کنند، محصولات را با همکاری محلی توسعه می‌دهند و توانمندی‌های خود را با گسترش جهانی خودروسازان چینی همسو می‌سازند. آنان که این تغییر را بپذیرند، نه‌تنها بقا خواهند یافت؛ بلکه به تسهیل‌گران نظم جدید تحرک بدل خواهند شد. عقب‌ماندگان اما به ناگزیر از صحنه رقابت حذف می‌شوند.

 

آخرین هشدار

آینده صنعت خودرو در چین رقم می‌خورد؛ نوآوری از چین آغاز می‌شود، مقیاس در چین به دست می‌آید و صادرات از چین سازمان می‌یابد. اکنون زمان بازآرایی استراتژیک است؛ نه فردا و نه پس‌فردا. بااین‌حال، هنوز بازیگرانی در جهان وجود دارند که یا در خواب غفلت به سر می‌برند و تغییرات بنیادین را نمی‌بینند، یا آن را می‌بینند؛ اما توان یا اراده سازگاری ندارند. برخی دیگر نیز با توهم رقابت با غول خودروسازی چین حرکت می‌کنند، بی‌آنکه سرمایه‌گذاری معنادار، استراتژی واقع‌بینانه یا موتور خلاقیت تازه‌ای در اختیار داشته باشند. این گروه‌ها در عمل آینده خود را از دست می‌دهند؛ آینده‌ای که ارزشمندترین سرمایه در دوران «سرعت چین» است. در جهانی که معماری تازه‌اش با «قلم سرعت» طراحی می‌شود، بی‌عملی یا خوش‌خیالی تفاوت چندانی با خروج قطعی از میدان رقابت ندارد.

 

وب‌سایت  |  اینستاگرام  |  واتس‌اَپ  |  تلگرام  |  آپارات  |  یوتیوب  |  احمد فرهادی

۵
از ۵
۱ مشارکت کننده