
در تجربه تاریخیِ همه کشورهایی که مسیر توسعه صنعتی را با موفقیت طی کردهاند، یک اصل مشترک دیده میشود: صنعت در کنار تجارت رشد میکند و بدون تجارت، توان عبور از مرزهای ملی و رسیدن به کیفیت رقابتی را پیدا نمیکند. تجارت فقط محل فروش کالا نیست؛ موتور یادگیری، ارتقای کیفیت، انتقال فناوری، استانداردسازی و شکلگیری مزیت رقابتی است.
صنعتی که در یک بازار بسته و محدود فعالیت میکند، ناگزیر به سمت حداقلگرایی حرکت میکند. وقتی مشتری فقط داخلی است، رقابت ضعیف است، استانداردها سختگیرانه نیست و بازخورد جهانی وجود ندارد. در چنین فضایی، انگیزهای جدی برای نوآوری، کاهش هزینه، بهبود کیفیت و طراحی محصول باقی نمیماند. اما به محض آنکه یک صنعت وارد میدان تجارت بینالملل میشود، قواعد بازی تغییر میکند: قیمت، کیفیت، زمان تحویل، خدمات پس از فروش و برند اهمیت پیدا میکند و بنگاهها ناچار میشوند خود را با استانداردهای جهانی هماهنگ کنند.
به بیان دیگر، تجارت موتور توسعه صنعت است. صادرات، بنگاه را مجبور میکند بهرهوری را بالا ببرد، فناوری را بهروز کند، شبکه تأمین خود را حرفهای کند و مدیریت را علمیتر سازد. واردات هدفمند نیز امکان دسترسی به مواد اولیه باکیفیت، ماشینآلات جدید و دانش فنی را فراهم میکند. نتیجه این چرخه، صنعتی رقابتپذیر و پایدار است.
اگر این منطق را به وضعیت امروز اقتصاد ایران تعمیم دهیم، بخشی از ناکامیهای صنعتی ما روشنتر میشود. برای مثال، صنعت خودرو، قطعهسازی و حتی خدمات پس از فروش سالهاست که از ضعف مزمن در کیفیت، تنوع محصول، قیمت تمامشده و رضایت مشتری رنج میبرند. این ضعف را نمیتوان صرفاً به کمبود سرمایه یا فناوری نسبت داد؛ ریشه مهمتر آن، فقر تجارت و محدود بودن پیوند این صنایع با بازارهای منطقهای و جهانی است.
وقتی یک صنعت عمدتاً برای بازار داخلیِ محدود و نسبتاً غیررقابتی تولید میکند، طبیعی است که به استانداردهای جهانی فکر نکند. قطعهسازیای که در زنجیره صادراتی حضور ندارد، انگیزهای برای ارتقای مستمر کیفیت و دریافت گواهیهای بینالمللی ندارد. خدمات پس از فروشی که مشتری خارجی نمیبیند، کمتر به بهرهوری، سرعت پاسخگویی و تجربه مشتری توجه میکند. در چنین شرایطی، صنعت به جای «یادگیری از بازار»، به «تکرار درونگرا» گرفتار میشود.
تجربه کشورهایی مانند کره جنوبی، ترکیه، چین و حتی برخی همسایگان منطقه نشان میدهد که جهش صنعتی زمانی اتفاق افتاده که تجارت به عنوان یک سیاست ملی جدی گرفته شده است: تسهیل صادرات، ثبات مقررات، پیوند دادن تولیدکننده با بازارهای خارجی، حمایت از حضور در نمایشگاهها و شبکههای توزیع جهانی و کاهش هزینههای مبادله. این کشورها ابتدا بنگاههای خود را وارد میدان رقابت جهانی کردند و سپس شاهد جهش کیفیت و برند شدند.
اگر هدف ما صنعتی رقابتپذیر، صادراتمحور و پایدار است، باید نگاه خود را از «حمایت صرف از تولید» به سمت «توسعه تجارت بهعنوان پیشران تولید» تغییر دهیم. اصلاح سیاستهای ارزی و گمرکی، ثبات در مقررات تجاری، تسهیل لجستیک، فعالسازی دیپلماسی اقتصادی و کاهش موانع حضور بنگاهها در بازارهای خارجی، به اندازه سرمایهگذاری صنعتی اهمیت دارد.
صنعت بدون تجارت، بزرگ نمیشود؛ فقط بزرگ به نظر میرسد. اگر میخواهیم صنعت خودرو، قطعهسازی و خدمات وابسته به آن واقعاً متحول شوند، باید مسیرشان را به بازارهای منطقهای و جهانی باز کنیم. در غیر این صورت، هرقدر هم منابع تزریق شود، نتیجه چیزی جز تکرار مشکلات گذشته نخواهد بود.
وبسایت | اینستاگرام | واتساَپ | تلگرام | آپارات | یوتیوب | احمد فرهادی


















