
استاندارد قرار است صنعت را به جلو ببرد؛ کیفیت را افزایش دهد، ایمنی را بیشتر کند و مصرفکننده را از محصول نامناسب محافظت کند. اما یک پرسش مهم وجود دارد: آیا استاندارد همیشه نردبان توسعه است یا گاهی میتواند به دیوار توقف تولید تبدیل شود؟ در ایران، سالهاست درباره استانداردهای اجباری خودرو صحبت میکنیم؛ از استانداردهای ۸۵گانه تا مجموعه الزامات جدیدتر. اصل حرکت به سمت استانداردهای بالاتر، تردیدبردار نیست. صنعت خودرو بدون ارتقای ایمنی، کیفیت و آلایندگی نمیتواند به آینده برسد. اما استاندارد در خلأ اجرا نمیشود. خودرو بخشی از یک اکوسیستم است؛ موتور، سوخت، قطعه، فناوری، تجهیزات آزمایشگاهی، زیرساخت، خدمات پس از فروش و حتی توان اقتصادی مصرفکننده، اجزای همین اکوسیستماند. اگر یکی از این حلقهها آماده نباشد، نمیتوان انتظار داشت فقط با صدور یک الزام، کل زنجیره به سطح جدیدی برسد.برای مثال، اگر پالایشگاهها و شبکه توزیع سوخت کشور هنوز در تأمین پایدار سوخت با مشخصات مورد نیاز خودروهای جدید با مشکل مواجهاند، اصرار بر استانداردهای بسیار بالای آلایندگی موتور، بدون حل مسئله سوخت، میتواند پرسشهای جدی ایجاد کند. نمیتوان از یک حلقه زنجیره انتظار عملکرد جهانی داشت، در حالی که حلقه دیگر هنوز برای آن آماده نیست. تجربه روسیه پس از جنگ اوکراین از این منظر قابل توجه است. صنعت خودروی روسیه در نتیجه تحریمها با اختلال جدی در تأمین قطعات و فناوری مواجه شد. دولت برای جلوگیری از توقف تولید، اجرای برخی الزامات را برای دورهای تعدیل کرد. این اقدام به معنای کنار گذاشتن استاندارد نبود؛ بلکه پذیرش این واقعیت بود که شرایط غیرعادی، سیاستگذاری غیرعادی میخواهد. اینجا یک تفکیک مهم ضروری است. همه استانداردها ارزش و اهمیت یکسانی ندارند.استانداردهای مرتبط با جان انسان و ایمنی پایه خودرو باید خط قرمز باشند. اما برخی الزامات را میتوان مرحلهبندی کرد، برای برخی مهلت داد و در شرایط اضطراری، برخی را موقتاً تعدیل کرد؛ مشروط بر اینکه مسیر بازگشت به استاندارد بالاتر از ابتدا مشخص باشد. مشکل زمانی آغاز میشود که استاندارد از «ابزار سیاستگذاری» به «هدف سیاستگذاری» تبدیل شود. وقتی میگوییم این استاندارد در اروپا یا کشور دیگری اجرا میشود، باید بلافاصله بپرسیم: آیا تمام پیشنیازهای اجرای آن استاندارد در ایران نیز وجود دارد؟ اگر پاسخ منفی است، راه درست الزام ناگهانی نیست؛ طراحی یک مسیر گذار است. استاندارد باید نردبان باشد؛ یعنی هر پله صنعت را یک مرحله بالاتر ببرد. اگر فاصله پلهها آنقدر زیاد باشد که صنعت توان بالا رفتن نداشته باشد، دیگر با نردبان مواجه نیستیم؛ با دیوار مواجهیم. البته سوی دیگر ماجرا هم مهم است.بحران نباید بهانهای برای حذف بیقاعده استانداردها شود. اگر هر بار صنعت با مشکل مواجه شد، استاندارد را کنار بگذاریم، در نهایت مصرفکننده هزینه خواهد داد و اعتماد عمومی به نظام استاندارد از بین خواهد رفت. بنابراین مسئله امروز ایران «استاندارد یا تولید» نیست. مسئله، استانداردگذاری هوشمند است. نظام استانداردگذاری باید بتواند میان سه وضعیت تفاوت بگذارد: شرایط عادی، شرایط گذار و شرایط بحران. در شرایط عادی، استانداردها باید صنعت را به سمت سطوح بالاتر سوق دهند. در شرایط گذار، برای صنعت زمان و امکان تطبیق فراهم شود. و در شرایط بحران، برخی الزامات ـ نه الزامات حیاتی ایمنی ـ بتوانند با ضوابط روشن و برای مدت مشخص تعدیل شوند. این رویکرد نه عقبنشینی از استاندارد است و نه تسلیم شدن در برابر خودروساز. برعکس، استاندارد را از یک دستور اداری به یک ابزار توسعه صنعتی تبدیل میکند. امروز شاید لازم باشد به جای پرسیدن اینکه «چند استاندارد دیگر باید به صنعت خودرو اضافه کنیم؟» سؤال مهمتری بپرسیم: آیا استانداردهایی که وضع کردهایم، واقعاً صنعت را یک پله بالاتر میبرند یا بعضی از آنها فقط دیواری بلندتر در برابر تولید ساختهاند؟استاندارد خوب، استانداردی نیست که فقط روی کاغذ سختگیرانه باشد. استاندارد خوب، استانداردی است که صنعت بتواند از روی آن عبور کند و به مرحله بعد برسد. در غیر این صورت، استاندارد به جای آنکه نردبان توسعه باشد، تبدیل به دیوار میشود.
وبسایت | اینستاگرام | واتساَپ | تلگرام | آپارات | یوتیوب | احمد فرهادی


















