
نظامی گنجوی 850 سال پیش در منظومهی خسرو و شیرین، در توصیفی کوتاه اما معنادار، از صنعت چنین یاد میکند:
بگفت آن جا به صنعت در چه کوشند؟ بگفت انده خرند و جان فروشند
این تصویر، صرفاً یک استعارهی ادبی نیست؛ بلکه بازتاب نوعی تجربهی تاریخی است که صنعت را نه بهمثابه ابزار رفاه، بلکه بهعنوان میدان رنج و فرسایش نیروی انسانی میبیند. پرسش این است که چرا در ایران، برخلاف تجربهی غالب جهانی، صنعت کمتر به افزایش رفاه منجر شده است؟
در اغلب کشورها، صنعت زمانی شکل گرفت که هدف آن افزایش بهرهوری و خلق ارزش افزوده بود. صنعت قرار بود با جایگزینی فناوری بهجای نیروی انسانی، هزینهها را کاهش دهد و سطح زندگی را بالا ببرد. اما در ایران، صنعت اغلب با مأموریتی متفاوت پا گرفت: جذب نیروی کار مازاد و کنترل بیکاری. این تفاوت هدف، پیامدهای ساختاری مهمی به همراه داشته است. زمانی که صنعت بهجای بهرهوریمحوری، اشتغالمحور میشود، بنگاهها بزرگ اما کمبازده میشوند، فناوری به حاشیه میرود و دستمزد واقعی رشد نمیکند. در چنین شرایطی، صنعت نه موتور رشد اقتصادی، بلکه سازوکاری برای توزیع حداقلی درآمد و حفظ وضعیت موجود است.
عامل مهم دیگر، دولتی بودن تاریخی صنعت در ایران است. بخش بزرگی از صنعت کشور نه از دل بازار و رقابت، بلکه با سرمایهگذاری مستقیم یا غیرمستقیم دولت شکل گرفته است. این امر باعث شده ریسک، نوآوری و پاسخگویی به مصرفکننده جای خود را به وابستگی بودجهای، قیمتگذاری دستوری و حمایتهای غیرهدفمند بدهد. نتیجه، صنعتی است که در برابر شوکها شکننده و در تولید رفاه ناتوان است. افزون بر این، نااطمینانی مزمن در محیط اقتصاد کلان ـ از بیثباتی سیاستی تا محدودیتهای تعامل خارجی ـ باعث شده افق تصمیمگیری در صنعت کوتاهمدت باشد. سرمایهگذاری بلندمدت، که شرط لازم ارتقای فناوری و بهرهوری است، در چنین فضایی توجیهپذیر نیست. صنعتی که آینده را نمیبیند، ناچار در حال فرسایش میماند. بنابراین مسئله اصلی را باید در برداشت نادرست از کارکرد صنعت جستوجو کرد. صنعت در ایران بیش از آنکه نهادی برای خلق رفاه باشد، ابزاری برای حل مسائل فوری اجتماعی و سیاسی تلقی شده است. تا زمانی که این نگاه اصلاح نشود و صنعت بهعنوان بخشی از یک نظام رقابتی، بهرهور و متصل به اقتصاد جهانی بازتعریف نشود، نمیتوان انتظار داشت چرخ آن رفاهآفرین بچرخد. امروزه پس از 850 سال هنوز بازگشت به پرسش نظامی، امروز معنایی تازه پیدا میکند. صنعت زمانی از «اندوهخر» بودن فاصله میگیرد که ماموریت آن از جانفروشی به ارزشآفرینی تغییر کند؛ تغییری که بدون اصلاح نهادها، سیاستها و اهداف، دستیافتنی نخواهد بود.
وبسایت | اینستاگرام | واتساَپ | تلگرام | آپارات | یوتیوب | احمد فرهادی


















