خودروسازی ایران؛ صنعتی که حافظه ندارد

 

صنعت خودرو ایران بیش از آنکه از کمبود برنامه رنج ببرد، از کمبود یادگیری رنج می‌برد. طی چند دهه گذشته، سیاست‌ها، برنامه‌ها، بخشنامه‌ها و تصمیم‌های بسیاری برای این صنعت نوشته و اجرا شده است؛ اما گویی با تغییر مدیران و دولت‌ها، حافظه صنعت نیز پاک می‌شود و دوباره همان پرسش‌های قدیمی را از نقطه صفر مطرح می‌کنیم.
امروز درباره تعرفه واردات، قیمت‌گذاری، تخصیص ارز، کیفیت، رقابت‌پذیری و رابطه با جهان بحث می‌کنیم؛ مسائلی که بسیاری از آنها پیش از این نیز بارها تجربه شده‌اند. پرسش مهم این است که چرا تجربه‌های گذشته به دانش قابل استفاده برای تصمیم‌های امروز تبدیل نشده‌اند؟
بخش مهمی از پاسخ را باید در ضعف «حافظه سازمانی» جست‌وجو کرد. در صنعت خودرو، مدیران بسیاری آمده‌اند و رفته‌اند، پروژه‌های بزرگی اجرا شده، تصمیم‌های مهمی گرفته شده و گاه هزینه‌های سنگینی نیز بابت آنها پرداخت شده است؛ اما بخش قابل توجهی از این تجربه‌ها با رفتن افراد از سازمان خارج شده است. آنچه باقی مانده، بیشتر اسناد و گزارش‌هاست، نه لزوماً «دانش تجربه‌شده».
این موضوع فقط به شرکت‌های خودروساز محدود نیست. سیاست‌گذاری صنعتی نیز گرفتار همین مسئله است. ما تجربه‌هایی درباره نحوه تعامل با شرکت‌های خارجی، توسعه محصول، داخلی‌سازی، صادرات، سیاست ارزی، حمایت از تولید و حتی نحوه مواجهه با بازار جهانی داشته‌ایم؛ اما کمتر کوشیده‌ایم این تجربه‌ها را به یک دانش انباشته و قابل انتقال تبدیل کنیم.
نگاهی به تاریخ صنعت خودرو ایران نشان می‌دهد که در مقاطعی، برخی مدیران و صنعتگران فراتر از شرایط زمان خود اندیشیده‌اند. تجربه برادران خیامی، برای مثال، فقط داستان ایجاد یک کارخانه خودرو نبود؛ بخشی از آن به فهمی متفاوت از صنعت، بازار، فناوری، نیروی انسانی و ارتباط با جهان بازمی‌گشت. دعوت از جورج ترنبول و تلاش برای بهره‌گیری از تجربه مدیریتی جهانی، نمونه‌ای از همین نگاه بود؛ نگاهی که صنعت را درون مرزهای کارخانه تعریف نمی‌کرد.
امروز نیز اگر قرار است صنعت خودرو از چرخه تصمیم‌های تکراری خارج شود، باید میان «تجربه» و «تصمیم» یک حلقه یادگیری ایجاد شود. تجربه مدیران، شکست پروژه‌ها، موفقیت‌ها، تصمیم‌های سیاستی و حتی اشتباهات باید ثبت، تحلیل و به دانش تبدیل شوند. صنعت خودرو به چیزی بیش از آرشیو اسناد نیاز دارد؛ به یک «حافظه زنده» نیاز دارد.
از این منظر، شاید یکی از مهم‌ترین پروژه‌های آینده صنعت خودرو، نه تأسیس یک شرکت جدید و نه تدوین یک سند دیگر، بلکه ایجاد سازوکاری برای یادگیری مستمر از گذشته و دیدن پیامدهای تصمیم‌ها در آینده باشد.
صنعت خودرو یک سیستم پویاست. تصمیمی که امروز درباره تعرفه، ارز، قیمت یا واردات گرفته می‌شود، فقط یک اثر کوتاه‌مدت ندارد؛ می‌تواند رفتار تولیدکننده، مصرف‌کننده، قطعه‌ساز، سرمایه‌گذار و حتی دانشگاه را در سال‌های آینده تغییر دهد. بنابراین نمی‌توان با سیاست‌های ایستا، یک سیستم پویا را اداره کرد.
شاید زمان آن رسیده باشد که در کنار پرسش همیشگی «چه باید کرد؟»، پرسش دیگری را جدی بگیریم: «از آنچه تاکنون کرده‌ایم، چه آموخته‌ایم؟»
پاسخ به همین پرسش می‌تواند نقطه آغاز بازآفرینی صنعت خودرو باشد؛ صنعتی که اگر حافظه پیدا کند، شاید بتواند آینده متفاوتی نیز بسازد.

 

وب‌سایت  |  اینستاگرام  |  واتس‌اَپ  |  تلگرام  |  آپارات  |  یوتیوب  |  احمد فرهادی 

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش

سبد خرید